تبليغاتX
رنگ امروز

ما چند وقت پیش رفتیم سانفرانسیسکو(اهک,خنده نداره که,عجبا ) داشتم میگفتم  مثلا فرض کنید که همه تهران شده تجریش و قیطریه! یا شیراز که همه اش شده باشه تپه تلویزیون از این سر بالایی در میای میری توی اون سراشیبی و برعکس.  خلاصه بعضی جاها شیب به حدی بود که احساس سقوط آزاد بهت دست میداد.  در کل شهر جالبی بود شلوغ و پر از توریست. همه جا پر از سرگرمی و تنوع.  یه خیابون کج و کوله داره به نام لومبارد که کلی آدم بیکار می ایستن توی صف که ازش بیان پایین. صفهای طولانی که برای سوار شدن cable car از همونا که توی فیلمهای قدیمی میبینیم و مردم بهشون آویزونن,در نوع خودش جالبه.سبک بیشتر خونه ها ویکتوریایی هست و هر کدوم به یک رنگ صورتی سبز آبی  (توی شهری که من زندگی میکنم اکثر خونه ها مثل هم و شبیه نقاشیهای بچگیهامونه!).گداها و بی خانمان ها هم که همه جا وول میخورند.بد نیست چند تا عکس ببینید البته به تاریخشون توجه نکنید چون اشتباهه و مربوط به اشکال دوربین

Free Image Hosting at allyoucanupload.com پل گلدن گیت Free Image Hosting at allyoucanupload.com یکی از پارکهای زیبای شهر

Free Image Hosting at allyoucanupload.com خیابان لومبارد Free Image Hosting at allyoucanupload.com cable car

Free Image Hosting at allyoucanupload.com زندان آلکاتراز Free Image Hosting at allyoucanupload.com ساختمان پیرامید 

Free Image Hosting at allyoucanupload.com     شهر solvang  (دربین راه)که به سبک دانمارکی ساخته شده و مردم برای شیرینیهای خوشمزه اش صف کشیده بودن.کی میگه مردم ایران شیکموهستن؟

برای بزرگتر دیدن عکسها روشون کلیک کنید

نوشته شده توسط پرند در ساعت 15:22 | لینک  | 

اینم از جام جهانی.خداییش هیچ جور به ما نچسبید.اون از تیم ملیمون  اون از آرژانتین و برزیل که معلوم نشد چه اش بود.خلاصه پیروزی ایتالیابه  همه طرفداراش مبارک.به خصوص به علی آقای رویاهای گمشده که ما رو یه جورایی به ایتالیا علاقه مند کرد.


آماروارقام جام جهانی در اینجا


 

نوشته شده توسط پرند در ساعت 10:0 | لینک  | 

 سه غم آمدمرا هر سه به یکبار      غریبی و اسیری و غم یار                         

 غریبی و اسیری چاره داره          غم یار و غم یار و غم یار

حالا به این غمها هم بیکاری و سردرگمی و بی زبونی(ندونستن زبون مردم طوری که مجبور باشی برای فهمیدن حرفاشون پهنای گوشتو تا حد ممکن زیاد کنی!به خصوص وقتی میخوای تلفن جواب بدی)اضافه کنید,اون وقت زندگی کمی تا قسمتی سخت میشه.بماند که یار اصلیم!پیشمه ولی خوب دوستا و خونواده هم جای خود دارن


آدم وقتی از خونه اش دور میشه ,تبدیل میشه به خاطره.مثلا وقتی میخوان راجع بهش حرف بزنن میگن:یادش به خیر فلانی اینو میگفت,یااین که فلانی راحت شد رفت ها...دور از جون بعد از صدوبیست سال انگار پشت سر مرده حرف میزنن


خب بهتره بیامو خوشبینانه تربه این موضوع نگاه کنم.مثلا فکر کنم این یه تولد دوباره اس.فقط نمیدونم چرا بعد از نه ماه اینجا بودن خیال به دنیا اومدن ندارم و توی پیله ام جا خوش کردم.به گمونم که احتیاج به آمپول فشاری,روغن کرچکی, چیزی دارم, ها؟

نوشته شده توسط پرند در ساعت 0:52 | لینک  | 

تست

آخیش بالاخره موفق شدم عکس بگذارم.با تشکر از ریویو

نوشته شده توسط پرند در ساعت 0:41 | لینک  | 

کی این شنبه میادوببازیم خیالمون راحت بشه!!شوخی کردم بابا نزنید


هیچوقت فکر میکردین توی یه بازی طرفدار آنگولا بشین


لوکوی آنگولایی با اون مدل موهاش همه روبه شدت به یادفیلم ساز دهنی انداخته ,چقدر دلم خواست دوباره فیلمو ببینم.آی امیرو کجایی؟-مو ساز زدم  ,مو ساز زدم


کشتن ما رو انقدر که یه بار گفتن علی دایی تو بازی هست ,یه بار گفتن نیست .ما  رو هم انگار به بازی گرفتن


به امید پیروزی , شب و روزتون خوش

دعا کنید

نوشته شده توسط پرند در ساعت 15:38 | لینک  | 

این مطلب طنز ابراهیم نبوی از سایت روز رو بخونید.قسمتی از اون این پایینه!

....یا..... از کجا می فهمید که کدام بازیکن ازکدام تیم است؟

فرض کنید شما تماشاگر تلویزیونی یکی از بازیهای جام جهانی هستید....
و فرض کنید تیم، پیراهن ملی اش را نپوشیده و یا شما پیراهن ملی تیم ها را نمی شناسید....
و فرض کنید روی صفحه تلویزیون ننوشته است که کدام تیم با کدام تیم بازی می کند....
و فرض کنید صدای تلویزیون خراب است یا بازی به زبان چین باستان گزارش می شود...
با این فرضیات شما با دیدن چند دقیقه از بازی چگونه می توانید تشخیص دهید که تیمی که بازی می کند، متعلق به کدام کشور است؟

اسم اعضای تیم چیست؟**
به اسم بازیکن که روی پیراهنش نوشته توجه می کنیم، اگر اسم عربی یا آفریقایی داشت می فهمیم تیم فرانسه مشغول بازی است.

رنگ موی بازیکنان چه رنگی است؟

به رنگ موهای بازیکنان نگاه می کنیم، اگر بیش از نیمی از بازیکنان رنگ موی شان قرمز یا زرد یا نارنجی یا سبز بود، می فهمیم کره جنوبی مشغول بازی است.

........

........

نوشته شده توسط پرند در ساعت 10:16 | لینک  | 

آدم کچل بشه کنف نشه.از دو ماه پیش به اصرار بنده رفتیم بساط ماهواره رو خریدیم و راه انداختیم که بتونم گزارش فوتبالهارو با صدای فردوسی پور بشنوم(همسر خان تصوری از این قضیه نداره چون قبل از ظهور عادل خان ایران رو ترک کرده).به هر حال نمیدونم چرا فکر میکردم جام جم ایران بازیهارو پخش میکنه.زهی خیال باطل.البته از رو نرفتیم و بازی رو از کانال abc و گزارش رو از طپش دنبال کردیم (از هیچ چی بهتر بود) هر چند آخرش حالمون گرفته شد.

نوشته شده توسط پرند در ساعت 11:2 | لینک  | 

م.ا.به آذین در گذشت.کسی که نامش برای من یادآور بهترین خاطرات زندگیمه.دوره ای که به تمامی به خوندن کتاب میگذشت وحسرتش  همیشه با من خواهد بود .کجا رفت اون فرصتهاو حوصله ها.بدون اغراق میگم که کتابها رو میبلعیدیم.ترجمه بی نظیر به آذین موجب میشد که دمی کتاب رو رها نکنیم.ژان کریستف, جان شیفته, دن آرام .... همگی شدند جزیی از زنگیمون.هنوز که هنوزه ژان کریستف رو شانسی باز میکنم و نوشته هاشو میخونم و لذت می برم ورومن رولان  محبوبترین نویسنده منه و این همه رو به خاطر وجود به آذین میدونم.    روحش شاد                                                                           لینکها ازهفتان 

  گفتگو با به آذین از چیستا         

تدفین بی سروصدای پیر ترجمه

رومن رولان شهرو ند جهانی(وبلاگ جن و پری)

نوشته شده توسط پرند در ساعت 9:56 | لینک  | 

اینجا وقتی از در خونه بیرون میری,خیلی بایدمواظب باشی که خدای ناکرده زبانم لال,حرف نامربوطی نزنی . چون هر لحظه ممکنه از پشت  ستونی,دری دیواری,خلاصه سروکله یه ایرانی پیدا بشه.البته خیلیها در این موردخاطره دارند ازجمله خود بنده.یه بار با همسر مربوطه توی یه فروشگاه بزرگ نزدیک قسمتی وایساده بودیم که جنسها رو پس میدن.یه آقای هیکل داربا چشمای بادومی هم بود که میخواست یه ماده غذایی رو پس بده.خلاصه مسوولش با یه دلیل منطقی می گفت نمیشه.از اون اصرار از این انکار.من هم شروع کردم رو به همسرخان والبته به فارسی که چه آدمایی پیدا میشن حالا مگه این چقدر ارزش داره که انقدر وقتشو تلف میکنه و خلاصه ار این اظهار نظرها.یهو دیدم طرف تلفن زد به زنش و با لهجه غلیظ تهروانی!گفت سلام عزیزم قربونت برم.....ما رو میگی فرار را بر قرار ترجیح دادیم و در رفتیم.این را گفتم که درس عبرتی شود برای دیگران و به ظاهر هیچکی اطمینان نکنید حتی اگر سیاهپوست باشه.خود دانید

نوشته شده توسط پرند در ساعت 10:30 | لینک  | 

کلمات خیلی لجوجند.برای روی کاغذ اومدن با هم راه نمیان

انقدر غر دارم بزنم که خدا میدونه ولی خوب نیس اول کار هویت غرغروی خودمو رو کنم!

نوشته شده توسط پرند در ساعت 18:30 | لینک  |