سه شنبه 2 خرداد1385
اینجا وقتی از در خونه بیرون میری,خیلی بایدمواظب باشی که خدای ناکرده زبانم لال,حرف نامربوطی نزنی . چون هر لحظه ممکنه از پشت ستونی,دری دیواری,خلاصه سروکله یه ایرانی پیدا بشه.البته خیلیها در این موردخاطره دارند ازجمله خود بنده.یه بار با همسر مربوطه توی یه فروشگاه بزرگ نزدیک قسمتی وایساده بودیم که جنسها رو پس میدن.یه آقای هیکل داربا چشمای بادومی هم بود که میخواست یه ماده غذایی رو پس بده.خلاصه مسوولش با یه دلیل منطقی می گفت نمیشه.از اون اصرار از این انکار.من هم شروع کردم رو به همسرخان والبته به فارسی که چه آدمایی پیدا میشن حالا مگه این چقدر ارزش داره که انقدر وقتشو تلف میکنه و خلاصه ار این اظهار نظرها.یهو دیدم طرف تلفن زد به زنش و با لهجه غلیظ تهروانی!گفت سلام عزیزم قربونت برم.....ما رو میگی فرار را بر قرار ترجیح دادیم و در رفتیم.این را گفتم که درس عبرتی شود برای دیگران و به ظاهر هیچکی اطمینان نکنید حتی اگر سیاهپوست باشه.خود دانید
نوشته شده توسط پرند در ساعت 10:30 | لینک
|
